فقیری را حمایت هر زمانی
قرائت آن نمازی را به پاکی به دور از هر گناهی ای که خاکیفقیری را حمایت هر زمانی زکاتی فطره ای بخشی نه باکی
با گذر ایام دوران ای رها / می نویسم خاطرات از روز را / نامه اعمالی که یکسر آرزو / جاودانی آرزویی عیب لا
قرائت آن نمازی را به پاکی به دور از هر گناهی ای که خاکیفقیری را حمایت هر زمانی زکاتی فطره ای بخشی نه باکی
به امیدی چرا نومید جانا به غیر از او خدایی لا به هر جابه هر جایی هویدا آن خدایی به یکتایی زبانزد او که یکتا
کلامی را که از ما بشنوی هان ببندی کار و آن را نقل هر آنخدا یاور کسانی باشد ای دوست به ابلاغی کنی ارشاد انسان
به یادم باش یاد آور دگر را برایت سود عاید ای که داناخدایی لم یلد یولد خدایی تمامی کائناتی خلق بر ما
با گذر ایام آید داد رس او ولی از اولیا دینی نه کسخون ها جاری زمین را پاک او بهترین خلقی هم او فریاد رس
بین خلقی صلح کی ای عارفا خون دل خوردم به کی در انزوانازنین خالق تو دانایی به غیب کی شهودی خلق گیتی را رها
ینظرواالمؤمن به نورالله را یاد آور آیه صادر از خداحدّ ایمان علم و بینایی ببین قلب هر آگاه را بخشد ضیا
در گوشه ای نشسته ببودم که این ندا آمد به گوش من که بیا در کنار مازائر شویم قبر امامی که هشتمین ثامن حُجج علی شد و سلطان دین رضا
چو دیدی داد رس فریاد رس لا گره کاری چنان محکم گره هاتوسّل بر کسی کن نازنین دهر تو را یاری کند دور از بلایا
امامی یازده را آن زمانی به خاطر آخرت دنیا بخوانیبرایت یاوری گردد رهایی ز آتش اخروی دور ای فلانی
نقی را یاد علی را خاطر آور عطایی را کنی احسان که باوردمی احسان برایت حُسن هایی تو را پاداش هایی ای دلاور
عرضه بر ما شیعیان اعمال را صبح و شامی عرضه بر ما عارفاحُسن پاداشی برایش دادنی گر گناهی عفو خواهیم از خدا
همچو مهری آسمانی تابناک بین خلقی آفتابی مرد پاکیاد کن از هشتمین مولای خود یار محرومین ضعیفی روی خاک
بر امامی مهربانی ها سلام ضامنی آهو بشد ای خوش کلامهر کجایی حقّ مطلب را ادا بیت اهلی را کنی یاد احترام
کبریا بارگاه را کوبی واسط الفیض فرد را جوییپل شود بین او و تو جانا استجابت دعا به هر کویی
کعبه بشد قبله تمامی بشر حافظ آن قبله شوی از خطرکعبه به گل سنگ خودی را نما کعبه دل پاک به دور از شرر
اسمای هزار و یک تطابق به رضا از شمس شموس یاد راضی به قضاآن حجّت حق میان بشر همچون مهر انداخته سایه پرچمش بر سر ما
علم را معدن به حلمی رونما ای بشر ما با علومی آشنابا علومی آسمانی ارتباط گر زمینی آسمانی فکرها
آید ندا از آسمان بشنو پیام آشناای آشنا در بین ما بس مژده آید پیر ماانوار رحمت می رسد مردم به ما از آسماندوری ز غم شادی کنان همراه آید رهنماهر چند آشوبی به پا خلقی هراسا...
گلشنی خاک تیره با گل ها زیوری شد به خاک جلوه نماای بشر خاک گویمت بشنو زینتی جامه شد تو را تقوا
نه کم از ولی تو بدان جهان چه بگویمت ز علی عیانکه وصی نبی بشدش علی به ولایتش نظری همان
باب اخلاص روی خلق گشا جامه تقوا بپوش لا که جفاآزمون آدمی به هر حالی عزم جزمی کنی رها ز خطا
چسان گرد عصیان تکانی دلامرا یاد ده از بلایا رهانگاهی کنی فصل پاییز راتکانی خوری برگ ریزان تو را
پناهی ندارم تویی جان پناه مرا یاوری باش دور از گناهمصایب به هر لحظه گردد بزرگ خدایا به احوال ملّت نگاه